
«از قلّه کوه تا به قعر آن سنگ تراشیدهاند. گویند در آن چاه گنجی عظیم و ماری موکّل است و کسان به طلب آن گنج بسیار رفتهاند و کشته شدهاند. گویند در زمان شاه عباس ثانی حاکم لار، سیّدی را در آن چاه فرستاد، بعد از مدتی مدید او را بیرون آوردند. نقل کرده هتل الیزه شیراز که چون داخل چاه شد م چندین هزار شمشیر دیدم که در اندرون چاه از چپ و راست بر یکدیگر میخورد. چون من دعا و قرآن همراه داشتم شنیدم که شخصی میگفت کار به وی مدارید که کلامالله با وی است. از آن جا گذشتم و قدری راه که به ته چاه رفتم باز چندین هزار تیر میانداختند، به وسیلهُ قرآن و دعا از آن جا گذشتم و به ته چاه رسیدم. بعد از زمانی تختی دیدم و مردی در بالای آن نشسته نورانی و ریش سفید، سلام دادم. ج...
ادامه مطلب